امروز کل ساعات اداری رو برای دوری از استرس زد بازی گوش دادم، من هر وقت ناراحتم هم زد بازی گوش می کنم. شما خیلی خوبین که زود فراموش می کنین. من تا مغز استخونم باقی می مونه.
...:میریم اونجا که دیگه بدی نباشه /گریه رو رو صورتت، نه! خری نپاچه/ میدونی دنیا مال قویاشه/ پس پاشو لباساتو تا کن بریم باهم دیگه ایستگاه قطار / نگو نیست راه فرار
ولی اون دوست پسر منه، اون روز و شب منه، اون روح و تن منه، ول نمی کنم...میدونی؟ قرار بود که با هم بمونیم ، دوازده ماه هر سال و آخر با هم بریم از اینجا
برچسب:
نویسنده: آرمان سامانی