آدمی چه ساده انگارانه می پندارد دیگری او را دوست دارد و هیچ اتفاقی نمی تواند تزلزلی در این دوست داشتن ایجاد کند. چه خوش باورانه به سبب اینکه دیگری را همچون تکه ای از تن خود می داند خود را از آن دیگری می بیند و محال است کسی دستش را از خودش جدا کند چه برسد به قلبش! چرا ما تا این اندازه خوش باور و ساده انگاریم؟
برچسب:
نویسنده: آرمان سامانی