خرید بک لینک

نرگس هم نی نی اش را بدنیا آورد، آدرینا خانم. ساعت 5 صبح به من مسیج داد که دارم از درد عمل می میرم،  همان لحظه جوابش را دادم و برایش صبر و تحمل دعا کردم. دو ساعت بعد با او تماس گرفتم و پرسیدم چرا سزارین؟! گفت ساعت 12 دردش می گیرد و به بیمارستان می رود، پرستارها و مامای کشیک کیسه آبش را به عمد پاره می کنند تا بچه بدنیا بیاید ولی بچه بدنیا نمی آید، دو ساعت بعد از درد کشیددن متوجه می شوند که بعلت پاره کردن کیسه آب بچه درون مادر مدفوع کرده و مدفوعش را خورده و برای همین ضربان قلبش بالا رفته و این لحظه بوده که تصمیم می گیرند سزارین کنند. طفلی دوستم هق هق می کرد که تو رو خدا این بلا را سر من نیاورید، اما راه دیگری هم نبود. آدرینا را که دیدم انگاری مینیموم همسرش را دیده باشم. یک نی نی ناز و سفید با لبهای قرمز و انگشت های بی رمق و صورت اخمالود. یکی از نازترین موجوداتی که می دیدم. یکی از بهترین لحظات.

برچسب: adriana lima,adrina,adrenaline, نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت: 21:55

صفحه بندی