خرید بک لینک

ده روز روزه گرفتم، قشنگ به گشنگی عادت کردم.

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 22:41

عین  این چهار روزی که خانه بودم و سرکار نرفتم را نشستم بازی کردم، این وسط یکشب افطاری رفتیم مهمانی و من همه اش دلم پیش کشتن سایریس بود. یکی از فامیل هاشان که خیلی هم بهم نزدیک هستند هروقت کوچکترین موفقیتی بدست می اورند مهمونی می گیرند و ما را حتما دعوت می کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 22:41

دیروز از قبل از ظهر خبر تیر اندازی در مجلس پیچید و بعدش حرم امام. همزمان که اخبار حمله تروریستی را پیگری می کردیم یک سری فامیل هایم در تلگرام می گفتند از دولت روحانی بیشتر از این انتظار نمی رفت، مملکت که دست اصلاح طلب ها باشد و... من مثل همیشه ساکت و  نظارهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 22:41

ماه رمضان را از بی دلیل خاصی دوست دارم. از اینکه آنقدر قوی هستم که می توانم مثل هرسال روزه بگیرم خوشحالم. شما بخند، شما مسخره کن، شما تو دلت بگو چه اسکل.


برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 4:47

هزارتا چیز هست که  دلم می خواد بنویسم اما....

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 4:47

دیشب وقتی جلوی ستاد روحانی شعر یار دبستانی را می خواندیم رفتم به هشت سال پیش، رفتم درست همان موقعی که شال و دستبند سبز داشتم و عکس میرحسین را بالا برده بودم، همان موقع که خیلی آرزو داشتم و کلی امید. بعد یاد از بین رفتن همه شان افتادم و هی بغض کردم و هی قورت دادم. بعد یاد این افتادم که چه اتفاق های شومی بعد از آن روزها افتاد، چقدر زندانی و چقدر تحقیر شدیم. امیدوارم تجربه های تلخ گذشته تَکرارمان نشود.


برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 23:33

امروز کل ساعات اداری رو برای دوری از استرس زد بازی گوش دادم، من هر وقت ناراحتم هم زد بازی گوش می کنم. شما خیلی خوبین که زود فراموش می کنین. من تا مغز استخونم باقی می مونه. ...:میریم اونجا که دیگه بدی نباشه /گریه رو رو صورتت، نه! خری نپاچه/ میدونی دنیا مال قویاشه/ پس پاشو لباساتو تا کن بریم باهم دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 23:33

ما اینجا منتظریم وزارت کشور نتایج انتخابات رو اعلام کنه بعد حراست اداره کل کارتابلی پیام حراستی داده که نماز مثل لیمو شیرینه!

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 23:33

دیشب دخترخاله هام که طرفدار رئیسی بودن در آخرین پیام خانوادگی (که من امروز صبح خوندم) نوشتند: خدا کنه طرفدارهای روحانی از رایی که بهش دادن پشیمون نشن. شاید از رایی که به روحانی دادیم پشیمون بشیم ولی قطعا از اینکه به رئیسی رای ندادیم هیچ وقت پشیمون نمیشیم.


برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 23:33

از اون وضعیتی که نتونم تو جشن پیروزی عکس میرحسین رو ببرم بالا حالم بهم میخوره.

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 23:33

آدمی چه ساده انگارانه می پندارد دیگری او را دوست دارد و هیچ اتفاقی نمی تواند تزلزلی در این دوست داشتن ایجاد کند. چه خوش باورانه به سبب اینکه دیگری را همچون تکه ای از تن خود می داند خود را از آن دیگری می بیند و محال است کسی دستش را از خودش جدا کند چه برسد به قلبش! چرا ما تا این اندازه خوش باور و ساده انگاریم؟


برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 23:33

اصلا فکرش رو نمی کردم یه کسی پیدا شه که به چک بگه چَــک. تازه اونم چَــک تضمینی!

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:52

سر صبح همکارم پیام داد که نیم ساعت دیرتر بریم سر کار؟ منم قبول کردم. تو نیم ساعت سر صبح  اول چایی  گذاشتم، بعد ظرف ها رو گذاشتم تو ظرفشویی و بعد به اندازه وعده امروزم باقلی هایی که دیشب خریده بودم رو پوست کندم، دیدم وقت دارم دو تا گوجه خرد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:52

از او و دوستانش یک ترانه غمگین پیدا کرده ام که اینجا یادداشتش می کنم: اون رفت/ اون رفت... برای همیشه/ و جمله ی ای کاش می موند/ چه حیف نمیشه این حس اون حس/ که دیگه تکرار نمیشه... این واقعیت/ که از خاطرت پاک نمیشه... چشماش چشماش/ یه دریای آبی پر قایقایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:52

بدجوری پیله کرده ام به روابط مادر و فرزندی اطرافیانم: دیشب بچه ی سه ساله سرش خورد به سینی توی دست مادرش، بدجوری هم دردش گرفت و با شدت گریه می کرد. مادرش هرکاری کرد آرام نشد، دست آخر با یک حرکت چشم گرد کن به بچه اش گفت: اشکال نداره بیا مامان رو محکم بزن تا دردت خوب بشه! بعد دختر سه ساله چند بار محکم کوبید تو سر و صورت مادرش!!

برچسب: نویسنده: آرمان سامانی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:52

صفحه بندی